رباعی های عیدانه

دریا:

در سال جدید و نو که هست سال پلنگ 

غنچه ها وا شود و گل بشود رنگارنگ 

امید مدار آنکه در سال قشنگ 

کمتر شنویم حرف یا مفت و جفنگ

 

در سال جدید گاومان زاییده است 

زان رو که پلنگ تیز دندان دیده است  

فرقی نکند برای ما سال جدید

چون مزرع و کشت و زرع مان خشکیده است

 

مام میهن:

فریاد و فغان است از آزار دو هشت (88)
ساقی بده می را، که امسال گذشت
از بس که در این سال وفا نادیدیم!
امید هم از سال دگر، نومید گشت

 


در جواب رباعی سوم گیله لوی این را فرستادند:

 


گاو بودیم و بریدند سر ما 

امسال بود نوبت ما و میهن ما 

ز راه رسد این پلنگ بی پروا

هشتاد و نه است سال آزادی ما

 

من هم در جواب ایشان باید بگویم:

گفتم که به سال نو بدبخت شویم از نو

گفتی که رها گردیم از رنج وطن هر دو

تا سال دگر بینی، من مرده شما زنده

این خط و نشان از من، حق با منه یا با تو

 

دوباره در کامنتی بهم گفت که:

«اگه سخن من راست از آب در بیاد، جایزه چی میدی؟»خیال باطل

 

من هم می گم:

گیلدا گفت شرط می بندی

که بماند عذاب و رنج زیاد؟

گفتمش شرط نه، ولی گویم

نه که آرام بلکه با فریاد:

کشور و میهن گلم ایران

گر رها گردد از غم و بیداد

سور این اتفاق رویایی

هرچه خواهی بدان که خواهم داد

 

/ 0 نظر / 24 بازدید