رباعی

درود بر همه،

شاید بعضی از شما دوستان ندانند که من در کل دسترسی به اینترنت ثابت ندارم و فقط با تلفن همراه به اینترنت می آیم.

اگر کامنت هایتان را جواب نمی دهم ولی مطمئن باشید می خوانم و تا حد امان به وبلاگ ها و سایت های شما سر می زنم.

الان هم از دسترسی محدودی که به اینترنت دارم نهایت استفاده را کرده و وبلاگ خود را با سیزده رباعی به روز می کنم. باشد که مقبول افتد:

 

1)

باران باران باران باران باران

صبحانه ی سرد با دو فنجان باران

آماده ی دیدن طلوعت بودم

آمد به سر من و خیابان باران

 

***

2)

با هق هق گریه های بعد از باران

دلگیرم از این هوای بعد از باران

ای کاش وجودم را در بر گیرد

گرمای تو مثل چای بعد از باران

 

***

3)

درمانده و شوربخت یعنی صحرا

اوضاع شدید و سخت یعنی صحرا

هشدار! مواظب درختانم باش

چون جنگل بی درخت یعنی صحرا

 

***

4)

از آتش و خون به خانه بر می گردد

لبریز جنون به خانه بر می گردد

ای کاش فریب پیچ و خم را نخورد

وقتی حلزون به خانه بر می گردد

 

***

5)

با خواندن پرونده ی مختوم به مرگ

این گونه رسید طالع شوم به مرگ

چون داخل دادگاه، آتش قاضی ست

شد دانه ی ریز برف محکوم به مرگ

 

***

6)

شب آمد و سرخی غروبم را خورد

یک مرتبه آرزوی خوبم را خورد

آماده شدم که دل به دریا بزنم

افسوس که موریانه چوبم را خورد

 

***

7)

دیروز: سکانس اول، آغاز حیات

یک حرکت رخ، تمام شد... معنا: «مات»

امروز سکانس آخر این گونه گذشت

او رفت و بدون او دلم تنها... [کات]

 

***

8)

یک راه برای قطع آسان: نقطه

پایان تمام حرف هامان نقطه

یک عالمه حرف در دلم مانده، ولی

وقتی برسی به خط پایان... نقطه

 

***

9)

فرعون، مرا کشید از نیل دلت

قابیل شدی برای هابیل دلت

گفتند همیشه در به یک پاشنه نیست

یک پاشنه هم نداشت آشیل دلت

 

***

10)

ای ساکن سرزمین دریا، ماهی

ای صاحب آب های زیبا، ماهی

انسان که تصاحب بکند ملکت را

یعنی همه بَرده اند، حتا ماهی

 

***

11)

تصویر به جای مانده از خواب: شغال

تاریکی شب، کنار مرداب، شغال

از اول کار آخرش معلوم است

این حادثه ی نبرد سنجاب-شغال

 

***

12)

من قاعدتن اشرف مخلوقاتم

با این سر و تن اشرف مخلوقاتم

شاید وزغ درون برکه با خود

می گوید: «من اشرف مخلوقاتم»!

 

***

13)

یک دلهره در هوای من می پیچد

مثل خوره در هوای من می پیچد

منظومه ی شمسی دلم گیج شده

صدها کره در هوای من می پیچد

/ 67 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه اختصاری

سلام دوست از «کانون نویسندگان ایران» چی می دونی؟ من وبلاگم رو به روز کردم به همراه معرفی یه سایت خوب منتظرت هستم و این قسمت از شعرم تقدیم تو: وقتی که بچه ای وسط ِ روحت به باد داده بادکنک ها را وقتی که توی کوچه خیابان ها تقسیم می شدند کتک ها را وقتی که لایه های کرم پوشاند گودی چشم ها، کک و مک ها را با ترس خانه ساختی و چیدی آهسته آجر آجر ِ شک ها را و چند مشت مورچه پر کردند با استخوان ِ مرده، ترک ها را

بهروز مرادی

سلام شاعر بارانی رباعیات همه بیست بود رباعی هفتم 21 بود هم رباعی 5 "محکوم" و هم رباعی هفتم "حرکت" حرف کاف جا افتاده چرا این همه مشکل تایپی؟ موفق باشی

سکونش بنفش

سکونش بروز است! با نظرات ارزشمندتان ما را یاری کنید[گل]

شراره آتیش

ووووووووووووواااااااااای......... عجب شعرای معرکه ای می گی باو... کم پیدایی خیام شوش

ستاره کلهر

[گل]

سید علیرضا رئیسی

سلام و عرض ادب داس شقایق‌چین چه بهاری‌است كه آفت‌زده فروردینش و لجن می‌چكداز چارقد چركینش چه بهاری‌است كه می‌آید و زهرابه‌ی مرگ دم‌به‌دم می‌چكد از داس شقایق‌چینش چه بهاری‌است كه جای گل و آواز و درخت خرمنی خرملخ انداخته در خورجینش چه بهاری‌است كه در دایره‌ای از كف و خون چون گلی یخ‌زده پر ریخته بلدرچینش داد از این كرگدن وحشی صحراپیما یاد پاییز به خیر و كهر نوزینش ما كه چون زاغچه‌ها سرخوش و خندان بودیم با زمستان و درختان بلورآجینش دست دهقان گنهكار تبرباران باد تا دگربار اجابت نشود آمینش شعر از سعید بیابانکی ارادتمند رئیسی گرگانی

محمود ذبیحی

سلام رباعی های زیبا و دلپذیری دارید با چند رباعی بروزم سربزنید ممنون

محسن طاهری

سلام با "جدول...!" به روزم خوشحال میشم یه سر بزنین....یه دقیقه بیشتر طول نمی کشه ها[چشمک]