اول

درود به همه ی عزیزان

امیدوارم خوب باشید.

امروز قبل از گذاشتن این پست فرصت داشتم و به عده ی بسیار معدودی از عزیزان سر زدم،

امیدوارم سایر دوستان از دستم ناراحت نشوند.

این رو اینجا گفتم، چون قبلن اتفاقی مشابه باعث کدورت یکی از دوستان شده بود.

 

البته از همین تریبون اعلام کنم که بعد از گذاشتن پست باز هم آش همان است و کاسه همان!

به دوستانی که متوجه به روز رسانی شان بشم با گوشی سر می زنم، ولی کامنت نمی تونم بذارم و نظرم رو از راه های دیگه به اطلاع می رسونم.

 

 

دوم

یک چارانه و یک چهارپاره

 

چارانه:

بر بستر خشک، سد نباشد بهتر

این برزخ تا ابد نباشد بهتر

لطفی کن و تخم مرغ من را بشکن

مرغی که نمی پرد نباشد بهتر

 

 

چهارپاره:

خون رز قطره قطره می ریزد

از دل سطرهای قرمز من

توی شعرم شراب می ریزم

تا که باطل شود مجوز من

 

مثل انگور سرخ در شیشه

از تمام جهات تحت فشار

مانده ام ماه ها که پخته شود

جوهرم توی لوله ی خودکار

 

ابرها در مقابل خورشید

قطره قطره دروغ می بارد

باید عصیان شوم در این باران

از کلامم فروغ می بارد

 

طبق فتوای حضرت تزویر

شهرها بی شراب و میکده است

دایناسورها تمامشان مردند

این زمین قرن هاست یخ زده است

 

قصه هایی نگفته دفن شدند

در دل خاکی از تحجر و زور

بند بند چهارپاره ی من

دخترانی شدند زنده به گور

 

زندگی غرق خوش خیالی خود

پسری خوب و سر به راهم کرد

ولی این بار مطمئن باشید

دخترم را بزرگ خواهم کرد