درود،

بی مقدمه،

 

چارانه:

 

آرام و قرار دل بی تابم باش

آن لحظه که از عشق نمی خوابم باش

یا لحظه به لحظه قصه ی عشقم شو

یا نت به نتِ سونات مهتابم باش

 

غزل:

 

با رسم و تشریفات دیوار آفریدند

یک متری دستات دیوار آفریدند

 

تا شهر پاک ما در آرامش بماند

یک عده مست و لات دیوار آفریدند

 

توی کلوزآپ البته آزاد هستی

در لانگ و مدیوم شات دیوار آفریدند

 

نور و صدا، دوربین، سکانس عشق بازی

نه، بد در اومد... کاااات! دیوار آفریدند

 

می خواستند این خانه را از نو بسازند

در حین اصلاحات دیوار آفریدند

 

تا از شکستن ها تو را محفوظ دارند

یکدفعه دور پات دیوار آفریدند

 

یا سطل های رنگ پاشیدند هرجا

یا دور سبزیجات دیوار آفریدند

 

آزاد بودی توی دنیای مجازی

سه تا دبلیو دات... دیوار آفریدند

 

هر بار می گفتم که این بار آخریش است

هیهات به کرات دیوار آفریدند

 

سربازهای ساده ی گمنام شطرنج

یک لحظه قبل از مات دیوار آفریدند

 

I know governments work for their own people

They love the country, BUT!

دیوار آفریدند

 

آن بیت را آوردم اینجا تا بسازم

با هر زبان اثبات دیوار آفریدند

 

 

 

 

پ.ن: مثل همیشه، شرمنده که به خاطر دسترسی نداشتن کامنت برای وبلاگ کسی نمیذارم.