اول

درود بر همه ی دوستان و عزیزان

باز هم عذرخواهی همیشگی من که با گوشی توان کامنت گذاشتن در وبلاگ ها و سر زدن به همه را ندارم و چون توانایی گشت زدن در وبلاگها را ندارم تنها به کسانی سر میزنم که متوجه به روز شدنشون شده باشم.

وقتی به وبلاگی سر بزنم سعی می کنم از طریق تماس تلفنی، ایمیل یا راه های دیگه نظر خودم رو به صاحب وبلاگ بگم.

الان هم با سرعت فوق العاده پایین و از طریق وصل کردن گوشی به لپ تاپ به نت وصل شدم تا تنها این پست رو بذارم.

مثل دفعات قبل قول نمی دم، ولی امیدوارم با تموم شدن این ترم این مشکلاتم هم برطرف شه و بتونم این کاستی ها رو جبران کنم.

 

دوم

برای پست قبلی م دوست عزیزی لطف کرده بود و در دو کامنت پشت سر هم هرچه که خودش لایقش بود را به بنده نسبت داده بود. واضح است که آن قدر وجود نداشت که نام یا آدرسی از خود به جا بذاره. متن این دو کامنت آن قدر وقیح است که از گذاشتن حتا گوشه ای از آن معذورم.

اولین بار بود که چنین برخوردی در فضای وبلاگی با شعر من می شد و من این برخورد رو به فال نیک می گیرم و خوشحالم که طنزم اون قدر نیش داشته که بعضی افراد معلوم الحال رو به واکنش واداشته.

از خوش شانسی من بوده که تنها پس از یک ساعت از گذاشتن این کامنت ها دسترسی به نت داشتم و تونستم کامنت ها رو خصوصی کنم.

قصد داشتم کامنت هام رو از این پست به بعد تاییدی کنم، ولی برای این که دسترسیم نامعلوم هست و با این کار حتا خودم از خوندن کامنت های شما عزیزان محروم میشم این کار رو نمی کنم. ولی خواهش می کنم اگر چنین چیزی در کامنت های وبلاگم مشاهده کردید به سرعت خودم رو در جریان بذارین.

 

سوم

چون تعدادی از دوستان تذکر داده بودند که بالا بودن تعداد کارها در پست هام باعث میشه نتونن همه رو با دقت بخونن و نقد کنند از این به بعد پست ها رو سبک تر خواهم گذاشت. در این پست با یک چارانه و یک کار طنز در خدمت شما هستم.

 

(1)

از گردش روزگار، گیج و منگیم

یک عمر برای خواب خوش دلتنگیم

یک مشت گلادیاتور زنجیر شده

داریم برای زندگی می جنگیم

 

 

(2)

فلزهای کج و معوج بده، سمباده اش با من

فقط بسپر به من، هر کار، سخت و ساده اش با من

 

تو از هر سمت می خواهی برو، قبل از شروع راه

فراهم کردن مقصد، وسیله، جاده اش با من

 

اگر هم با کسی خرده حساب کوچکی داری

بیاور گزمه را، جام و شراب و باده اش با من

 

فقط فکر فراهم کردن یک خانه خالی باش

پری، زیور، منیژه، نغمه و آزاده اش با من

 

طلا، الماس یا هر جنس دیگر هیچ فرقی نیست

امین بی حیایی را بده، قلاده اش با من*

 

دروغ و اختلاس و دزدی و امثال این ها را

مهیا کن، ملالی نیست، آقازاده اش با من

 

برو هر کار می خواهی بکن هر جا توانستی

چرا می ترسی از قاضی و قانون؟ ماده اش با من

 

خلاصه احتیاجی به کمک داری اشاره کن

تمام کارهای پیش پا افتاده اش با من

 

***

 

پ.ن (1): مصرع ستاره دار از «مرتضی لطفی»

 

پ.ن (2): استاد محمدرضا عالی پیام و جناب محمد جاوید عزیز هرکدام یک بیت در پاسخ این کار برای بنده فرستادند که دوست دارم با شما هم قسمت کنم:

 

استاد عالی پیام:

علی شوش عزیزم تو بگو اشعار این جوری

که به به چه چه و تشویق فوق العاده اش با من

 

جناب جاوید:

نشان مهر بر پیشانی ات سکوی پرتاب است

نمازت را بخوان، هم مهر هم سجاده اش با من

 

پ.ن (3): اینترنت موبایلی هر چقدر هم محدود باشه حداقل برای دسترسی راحت و بدون دردسر به شبکه ی اجتماعی شیطانی فیس بوک خیلی خوبه. اگه تو فضای وبلاگی خیلی نمی تونم بیام، در عوض حضورم اونجا خیلی پررنگ تره، خدا از سر تقصیرات همه بگذره!