تابستون امسال داشتم تو خیابونای زنجان  می رفتم که یه دفه چشمم به این آگهی افتاد، گوشیم رو در آوردم و یه عکس ازش گرفتم:

 

مدتی پیش، روی یک دیوار

در خیابان سعدی زنجان

یک عدد آگهی به چشمم خورد

که به خط جلی نوشته بر آن:

«ایها الناس، ملت ایران

مردمان غیور با ایمان

دین خود را به بنده بسپارید

بشتابید ای مسلمانان

من به جاتان نماز می خوانم

نرخ آن رکعتی چهل تومان

ده عدد اسکناس قرمز رنگ

قیمت ختم کامل قرآن

روزه از ده هزار پایین تر

در کجا هست این چنین ارزان؟»

 

 

دیدم آن مرد آسمانی را

وسط شهر، گوشه ی میدان

گفتمش می خرم نمازم را

تو بخوان از برای من جانان

دائما در مسافرت بودم

فلذا جمله را شکسته بخوان

ختم قرآن کن و صحیفه ی نور

و دعای فرج، امام زمان

چند باری خلاف هم کردم

لطف کن جای من برو زندان...

 

 

بعد از این ماجرا به خود گفتم

که در این روزگار و این دوران

در پی عاقبت اگر هستی

بشنو این پند را برادر جان

نرو دنبال دین و اعمالش

و از این بند خویش را بِرَهان

نه نماز و نه روزه و نه زکات

نه خدا و نه مذهب و ایمان

پس رها کن تمام این اعمال

و دعا کن که ایزد سبحان

در همین روزها به تو بخشد

ثروت لایزال بی پایان

که شود ضامن قیامت تو

رمز خوشبختی ات به هر دو جهان

کیف دنیا و آخرت از توست

چون که با این حساب و این عنوان

فقرا اهل دوزخند از دم

اغنیا جمله صاحب رضوان


 

«بچه»! این بیت ها که تو گفتی

دُر که نه، کشک خویش را سفتی

چون که این شعر بی سر و ته تو

بهر فاطی نمی شود تنبان

 

 

پ.ن: هر کی شماره یا آدرس این دفتر خدماتی رو می خواد کامنت خصوصی بفرسته!

پ.ن ٢: همه ی کامنتا رو اینجا می بینین

و طبق معمول هیچ کامنتی اینجا نمی بینین!