هشتاد و نه است و نوبت سال پلنگ

شد فصل بهار و غنچه ها رنگ به رنگ

امید که عده ای در این سال قشنگ

کمتر گویند حرف یامفت و جفنگ

 

شد سال جدید و ملت ما خندان

خوشحال مثال قند توی قندان

ای کاش تحولی شود سال جدید

تغییر کند کلام خالی بندان

 

آن گاو که مشهور به بی آزاریست

چون اسب نجیب و همچو قاطر کاریست

این گونه گذشت، وای از سال پلنگ

این سال عجب سال خوش و پرباریست

 

خوش باش که سال باز آید از نو

یک سال به سن ما فزاید از نو

خوشحال شو ای دوست در این سال جدید

هرچند که گاومان بزاید از نو

 

 

شعرهای زیبای دوستان در ادامه ی مطلب

 

کامنت؟ پست پایینی


دریا:

در سال جدید و نو که هست سال پلنگ 

غنچه ها وا شود و گل بشود رنگارنگ 

امید مدار آنکه در سال قشنگ 

کمتر شنویم حرف یا مفت و جفنگ

 

در سال جدید گاومان زاییده است 

زان رو که پلنگ تیز دندان دیده است  

فرقی نکند برای ما سال جدید

چون مزرع و کشت و زرع مان خشکیده است

 

مام میهن:

فریاد و فغان است از آزار دو هشت (88)
ساقی بده می را، که امسال گذشت
از بس که در این سال وفا نادیدیم!
امید هم از سال دگر، نومید گشت

 


در جواب رباعی سوم گیله لوی این را فرستادند:

 


گاو بودیم و بریدند سر ما 

امسال بود نوبت ما و میهن ما 

ز راه رسد این پلنگ بی پروا

هشتاد و نه است سال آزادی ما

 

من هم در جواب ایشان باید بگویم:

گفتم که به سال نو بدبخت شویم از نو

گفتی که رها گردیم از رنج وطن هر دو

تا سال دگر بینی، من مرده شما زنده

این خط و نشان از من، حق با منه یا با تو

 

دوباره در کامنتی بهم گفت که:

«اگه سخن من راست از آب در بیاد، جایزه چی میدی؟»خیال باطل

 

من هم می گم:

گیلدا گفت شرط می بندی

که بماند عذاب و رنج زیاد؟

گفتمش شرط نه، ولی گویم

نه که آرام بلکه با فریاد:

کشور و میهن گلم ایران

گر رها گردد از غم و بیداد

سور این اتفاق رویایی

هرچه خواهی بدان که خواهم داد