بر فرض که مدرکم بگیرم آخر

با آن که سر کار نمی رم آخر

با ارشد و دکترا چو بیکار شدند

باید که به گوشه ای بمیرم آخر

 

***

 

من بر سر کار رفتم، او بر سر کار

ای آدم عاقل این دو را یک نشمار

باید که بخوانم و شوم کارشناس

یکدفعه ای دکترا گرفت او انگار

 

***

 

«خیام» که گفت دهر و افلاک اگر

چیزی بگذارند، ربایند دگر

امروز نهاده اند محمود، اما

صد رنج نبرده اند، خوابند مگر

 

***

 

گر عاشق گرد و خاک و باد و دود است

نابودگر بزرگ هر چه بود است

از پاقدمش کویر جای رود است

پس شک نکنید، او همان محمود است