از برای کشور این عالم به کامه، جان من

شادی و آسایش ملت مدامه، جان من

بهر حرف آزادی است اندر وطن جانا فقط

زین میان ممنوع بین لام و کامه، جان من

بمب و موشک های من از بهر صلح آمد ولی

آن گُل ملت برای انهدامه، جان من

دوستان و قوم و خویش خود بیاوردم به کار

البته بی خود که نیست، از رو مرامه، جان من

من کجا گر معترض گردی بگیرم جان تو؟

کو سپاهی؟ این یگان آخر کدامه جام من؟

من نه گرگم، میش هستم، این لباسم رو ببین

بی طمع هستم و قصد من سلامه، جان من

صد قدم رفتم، غلط یا که درستش رو نبین

چون مهم از بهر من آن اصل گامه، جان من

گربه ی کور است و روباه عزیزم یار من

آن پدر، آن میهنم از دشمنامه، جان من(1)

پول بیت المال اگر آمد به زیر پای من

این اُتُل از بهر خدمت زیر پامه، جان من

کاسه ای از نفت توی سفره ی ملت، عزیز

نصف پول نفت این ملت برامه، جان من

همچو میمونی اگر این صورتم باشد ولی

همچو روباهی کلام و این صدامه، جان من

این دو بیت قبل نشنو، اشتباهی آمدست

نفت کو؟ میمون کیه؟ روبه کدامه؟ جان من

«بچه» او ممنوع کرد می را برایت، خود ولی

می خورد صد لقمه، می آن را غلامه، جان من(2)

 

(1) جنسیت میهن رو هم عوض کردم!!!! آخه پینوکیو مادر نداشت، واسه همین مجبور شدم!!

(2) اشاره به رباعی خیام (امیدوارم مال خودش باشه):

گر می نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکن تو حیله ی دستان را

تو غره بدان مشو که می می نخوری

صد لقمه خوری که می غلام است آن را

............................................................................................................

بچه وبلاگش به چن جا باز کرد

تا شود معروف باری، آی زرشک

کن کلیکی روی اینجا یاورم

گر نظر داری. نداری؟ آی زرشک